حسن فراهانى
مقدمه 8
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )
دولت ، وزراء و نمايندگان تا مرز هتاكى پيش مىرفتند . جرايد راستگرا بر خلاف آنها طرفدار آرامش و روند طبيعى اوضاع بودند . اما هرچه بود ، فضاى ضد انگليسى بر بيشتر روزنامهها غلبه داشت . سفارت انگليس براى مقابله با اين فضا تا حد تهديد به بيرون بردن همه مأموران سياسى خود پيش رفت و در نهايت قوام السلطنه با تعطيلى حدود نه نشريه به رويارويى مطبوعات رفت . بىشك قوام السلطنه منفورترين چهره در مطبوعات چپگراى اين دوره است . اين اقدام قوام السلطنه قبل از اينكه تمكين در برابر خواست انگليس باشد ، ايجاد موازنه قدرت براى پيشبرد امور دولت در برخورد با فشار روسيه شوروى و انگليس بود . مهمترين موضوع اقتصادى در اين سال اعطاى امتياز نفت شمال به امريكا بود . اين مسئله به واسطه عوامل گوناگون چنان پيچيده و گرهدار شد كه امكان اعطاى آن منتفى گرديد . ايران اميدوار بود با دادن امتياز و گرفتن وام هم پولى به خزانه خالى خود بريزد و هم با حضور نيروى سوم ( امريكا ) از فشار انگليس و روسيه شوروى بكاهد . انگليس بدون گرفتن سهمى براى خود ، تمايلى به موافقت با اعطاى اين امتياز نداشت . روسيه شوروى هم كه قرار بود لولههاى نفت شمال ايران از خاك او بگذرد ، براى خود فايدهاى پيش رو نمىديد . حتى اين امتياز را حق از دست رفته خود در امتياز خوشتاريا تلقى مىكرد . نمايندگان مجلس متأسفانه در اين موضوع منافع ملى را فداى گرايشهاى سياسى خود كردند . رويارويى دو فراكسيون به رهبرى مدرس و سليمان ميرزا در برخى مقاطع متوجه اين موضوع بود . مدرس تصويب اين لايحه را در جهت منافع كشور ارزيابى مىكرد و سليمان ميرزا تصويب آن را پيروزى جناح مقابل دانست . غير از اين رقابت دو كمپانى امريكايى سينكلر و استانداراويل براى گرفتن اين امتياز ، مسئله را تا همراه كردن برخى از دولتمردان پيش برد و به پيچيده شدن آن كمك كرد . در روند همين رقابت كمپانى سينكلر پيشنهادهاى اغواكنندهاى به رضا خان وزير جنگ داد . مداخلات روسيه و انگليس در امور داخلى ايران از وجوه غالب رخدادهاى پنهان اين سال است . روسيه شوروى با پرداخت پول به روزنامهها ، گسترش كنسولگريها ، تأسيس قرائتخانهها ، وارد كردن مسكوكات ايرانى كه در خاك روس ضرب شده بود و توزيع آن ميان طرفداران خود ، تشكيل اتحاديههاى كارگرى ، ايجاد بنگاههاى اقتصادى و منحصر كردن تجارت شمال كشور به خود ، ايجاد ارتباط با سران طوايف مستقر در نقاط مرزى ، عملا در امور ايران دخالت مىكرد و از آنها براى مقابله با سياستهاى انگليس سود مىجست . سياستهاى مداخلهجويانه انگليس مانند روسيه آشكار و علنى نبود . شواهد نشان مىدهد كه خالى نگاه داشتن خزانه دولت يكى از عمدهترين ابزار انگليس براى تحميل سياستهاى خود به ايران بود . بانك شاهنشاهى در اين مسئله نقش ايفا مىكرد و با بهانه افزايش قروض ايران به انگليس از پرداخت مساعده ، حق السهم شركت نفت انگليس و ايران و همكاريهاى اقتصادى خوددارى مىنمود . اما هنگامى كه قرار شد توسعه ارتش ايران در نيمه شمالى كشور همان نقشى را ايفا كند كه انگليس با نظاميان خود قرار بود انجام دهد ، پرداخت مساعدهها و پيشپرداختها به وزارت جنگ آغاز شد . تقريبا نيمى از بودجه كشور صرف قشون تازهتأسيس مىشد . سربازهاى انگليسى علنا در جنوب كشور حضور داشتند و با وجود انحلال پليس جنوب و اعتراضات پىدرپى دولت ، انگليس از بردن نظاميان